خرید بک لینک
دِنگ... دِنگ... ساعتِ گيج زمان در شب عمر مي‌زند پي‌درپي زنگزهر اين فكر كه اين دم گُذَراستمي‌شود نقش به ديوارِ رگ هستي منلحظه ام پر شده از لذتيا به زنگارِ غمي آلوده استليك چون بايد اين دم گذردپس اگر مي‌گريمگريه ام بي ثمر استو اگر مي‌خندمخنده ام بيهوده استدنگ...، دنگ ....لحظه‌ها می‌گذردآنچه بگذشت ، نمی‌آید بازقصه‌ای هست که هرگز دیگرنتواند شد آغاز.مثل این است که یک پرسش بی پاسخبر لب سر زمان ماسیده‌است.تند برمی خیزمتا به دیوار همین لحظه که در آن همه چیزرنگ لذت دارد ، آویزم،آنچه می‌ماند از این جهد بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم اسدی‌پور تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 18:36

تا زمانی که رسیدن به تو فرصت دارد زندگی درد قشنگیست که جریان دارد زندگی درد قشنگیست ، بجز شب هایش ! که بدون تو فقط خواب پریشان دارد یک نفر نیست تو را قسمت من گرداند?! کار خیر است اگر این شهر مسلمان دارد ! خواب بد دیده ام ای کاش خدا خیر کند خواب دیدم که تو رفتی، بدنم جان دارد! شیخ و من هر دو طلبکار بهشتیم ولی من به تو ، او به نماز خودش ایمان دارد اینکه یک روز مهندس برود در پی شعر سر و سریست که با موی پریشان دارد "من از آن روز که در بند توأم" فهمیدم زندگی

برچسب: نویسنده: مریم اسدی‌پور تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 18:36

باور نميكنم خدا به كسي بگويد: " نه...! " خدا فقط سه پاسخ دارد: ١- چشم.... ٢- یه کم صبر کن.... ٣- پيشنهاد بهتري برايت دارم.... همیشه در فشار زندگی اندوهگین مشو... شاید خداست که در آغوشش می فشاردت برای تمام رنجهایی که میبری صبر کن! صبر اوج احترام به حکمت خداست. کسی که تنها به عقلش اعتماد کند، گمراه میشود کسی که تنها به مالش اعتماد کند، کم می آورد کسی که تنها به منصبش اعتماد کند، خوار میشود کسیکه تنها به مردم اعتماد کند، خسته می شود امّا کسی که تنها بر خدا

برچسب: نویسنده: مریم اسدی‌پور تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 18:36

آنقدر از رفتــنت، فریاد ِ ماتـــم می کنم سینه ء لبخند را هم ،داغ و پر غم می کنم وزنِ بغضِ سینه ام وقتی که بالا می رود با رژیم گریه ام ،این وزن را کم می کنم ! تا که نا محــرم نبـیند ،اشک ِ خونینِ مـــرا سنگِ قبرت را برای گریه ،مَحْرَم می کنم! لاله هایِ خاکِ خود را ،جان بده با خونِ من من برایت اشک و خونش را فراهم می کنم! با زلال ِاشکِ سردِ چشمه ء چشمانِ خود بی نیازت از زلال ِ چاه ِ زمزم می کنم ! من نمی دانم کجایی ،در چه حالی خواهرم؟ جستجو در آسمان ،بی جام و

برچسب: نویسنده: مریم اسدی‌پور تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 18:36

امیدوار باش به خدا..
یوسف مى دانست تمام درها بسته هستند اما به خاطر خدا و به امید
او حتی به سوی درهای بسته دوید...و تمام درهای بسته برایش باز
شد...
"
اگر تمام درهای دنیا هم برویت بسته شدند دنبال درهای بسته بدو
چون خدای تو و یوسف یکیست... "

 

برچسب: نویسنده: مریم اسدی‌پور تاريخ: جمعه 17 تير 1401 ساعت: 8:40

کاش مَن سُهراب بودَم...

قایــــــــــِقَم آمادهِ بود...

پُشتِ دَریـــاها شهری...

دَر اِنتِظارَم ماندهِ بود...

برچسب: نویسنده: مریم اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:53

تا زمانی که رسیدن به تو امکان دارد زندگی درد قشنگیست که جریان دارد زندگی درد قشنگیست ، بجز شب هایش ! که بدون تو فقط خواب پریشان دارد یک نفر نیست تو را قسمت من گرداند?! کار خیر است اگر این شهر مسلمان دارد ! خواب بد دیده ام ای کاش خدا خیر کند خواب دیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:53

امیدوار باش به خدا..
یوسف مى دانست تمام درها بسته هستند اما به خاطر خدا و به امید
او حتی به سوی درهای بسته دوید...و تمام درهای بسته برایش باز
شد...
"
اگر تمام درهای دنیا هم برویت بسته شدند دنبال درهای بسته بدو
چون خدای تو و یوسف یکیست... "

برچسب: نویسنده: مریم اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:53

باور نميكنم خدا به كسي بگويد:" نه...! " خدا فقط سه پاسخ دارد:١- چشم....٢- یه کم صبر کن....٣- پيشنهاد بهتري برايت دارم....همیشه در فشار زندگی اندوهگین مشو... شاید خداستکه در آغوشش می فشاردتبرای تمام رنجهایی که میبری صبر کن! صبر اوج احترام به حکمت خداسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:53

آنقدر از رفتــنت، فریاد ِ ماتـــم می کنمسینه ء لبخند را هم ،داغ و پر غم می کنموزنِ بغضِ سینه ام وقتی که بالا می رودبا رژیم گریه ام ،این وزن را کم می کنم !تا که نا محــرم نبـیند ،اشک ِ خونینِ مـــراسنگِ قبرت را برای گریه ،مَحْرَم می کنم!لاله هایِ خاکِادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:53

یک مشت بادام را که با لذت تمام میل می کنی خدا نکند که آخرین آن تلخ باشد لذت تمام بادام های قبلی را به تلخی می کشاند کامت تلخ می شود دیگر تا مدتی تلخ می مانی ای کاش همیشه شیرین می ماندی تو آخرین بادامی بودی که تلخی کرد و رفت تا یادمان برود شیرینی این همه خوبی را برچسبها: امیدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم اسدی‌پور تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 22:57

پیشینه حسنآباد را روستایی قدیمی ذکر کردهاند که قدمت آن به قبل از صفویه میرسد. با گذر زمان، بخش حسنآباد به مرکزیت روستای حسنآباد در سال 1379 تأسیس گردید و مرکز بخش در سال 1389 به شهر حسنآباد تغییر یافت. مردم بخش حسن آباد متعلق به سه طایفه لر، ترک و فارس می باشند. از منظر جغرافیایی شهر حسنآباد از توابع شهرستان اقلید است که در فاصله 75 کیلومتری این شهرستان قرار دارد. محدوده جغرافیایی بخش حسنآباد از شمال به دهستان خنجشت از جنوب به بخش درودزن شهرستان مرودشت از مغرب به بخش سده شهرستان اقلید و از سمت مشرق به بخش پاسارگاد، شهرستان پاسارگاد محدود شده است. برخی منابع جمعیت بخش حسنآباد را نزدیک به 16 هزار نفر ذکر کرده اند. جاذبههای سیاحتی - زیارتی به برکت وجود قرار گرفتن این شهر در حاشیه رشتهکوههای زاگرس ما میتوانیم شاهد فضاهای طبیعی تفریحی از قبیل، تنگه حسنآباد، تنگه رضا قلی، تنگه کرمی و تنگه فیمنی (تاریخی/تفریحی) باشیم که این مکانها به ویژه در اوایل فصل بهار و با طغیان چشمههای آب زیبایی و طراوت خاصی را برای ساکنین این منطقه به ارمغان میآورند. از سوی دیگر در بخش حسنآباد ما میتوانیم شاهد مکانهای زیارتی از قبیل امامزاده ابراهیم (شهر حسنآباد)، امامزاده جعفر (روستای جعفرآباد)، شاه اسدالله (روستای شولان)، شاه نجف (روستای جدول نو) باشیم. وجود این مکانهای و بقاع متبرکه موادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم اسدی‌پور تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 22:57

دِنگ... دِنگ...ساعتِ گيج زمان در شب عمر ميزند پيدرپي زنگ زهر اين فكر كه اين دم گُذَراست ميشود نقش به ديوارِ رگ هستي من لحظه">لحظه ام پر شده از لذت يا به زنگارِ غمي آلوده است ليك چون بايد اين دم گذرد پس اگر ميگريم گريه ام بي ثمر است و اگر ميخندم خنده ام بيهوده است دنگ...، دنگ .... لحظهها میگذرد آنچه بگذشت ، نمیآید باز قصهای هست که هرگز دیگر نتواند شد آغاز. مثل این است که یک پرسش بی پاسخ بر لب سر زمان ماسیدهاست. تند برمی خیزم تا به دیوار همین لحظه که در آن همه چیز رنگ لذت دارد ، آویزم، آنچه میماند از این جهد به جای خنده لحظه پنهان شده از چشمانم و آنچه بر پیکر او میماند نقش انگشتانم برچسبها: فرشيد , اميدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم اسدی‌پور تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 22:57

رفتار منو با شخصیتم اشتباه نگیر...

شخصیت من اونیه که هستم...

ولی رفتارم بستگی به این داره که اونی که روبروم قرار میگیره چه جور آدمیه!!!!!!!!

من رفتارمو با شعور طرف مقابلم سِت میکنم


پس اگه رفتار بدی با کسی داشتم یه نگاهیی به شعور طرف مقابلم بندازید.


برچسبها: امید , فرشید

برچسب: نویسنده: مریم اسدی‌پور تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 22:57

پسرک دوان دوان در زیر باران، از این سو به آن سوی خیابان با لبی خندان میxadدوید... چونان میxadدوید که گویی مادری دوباره کودک خود را یافته است... چونان میxadدوید که گویی یعقوب، یوسف گمگشتهxadی خود را دیده است... میxadدوید و هر دم، لب به لب در زیر لب با هر دو لب ادامه مطلب

برچسب: عاشقیمجنون, نویسنده: مریم اسدی‌پور تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 21:36

صفحه بندی